خالد مشعل، از رهبران ارشد حماس، چند هفته پیش در سخنانی، از «حماسه ۷ اکتبر» یاد کرد، با این حال واقعیتهای میدانی تصویری دیگر ارائه میدهند. همان فلسطینیهایی که در آغاز جنگ از این عملیات استقبال کردند و حتی آن را جشن گرفتند، تنها چند هفته بعد به صف مخالفان پیوستند و در اعتراض به این اقدام مخاطرهآمیز به خیابانها آمدند. حال این پرسش مطرح است که مشعل از کدام «حماسه» سخن میگوید، وقتی این عملیات به کشته و مجروح شدن دههاهزار فلسطینی و ویرانی کامل نوار غزه انجامید؟ باید این موضوع را هم اضافه کنیم که امروز کنترل نوار غزه را ایالات متحده و کشورهای غربی در دست دارند.
آیا میتوان سخنان مشعل را تلاشی برای بازتعریف نقش جمهوری اسلامی در مسئله فلسطین دانست؟ از نگاه منتقدان، جمهوری اسلامی در طول چند دهه گذشته از این پرونده بهعنوان ابزاری برای رسیدن به اهداف منطقهای خود بهره برده است. واقعیت دیگری هم که نمیتوان آن را نادیده گرفت، این است که پیامدهای این درگیریهای فرسایشی و نافرجام را ملتهای لبنان، سوریه، عراق و یمن به دوش کشیدهاند.
در همین حال، یک رویداد تلخ نیز در ابوظبی رخ داد که طی آن، یک فلسطینی که برای دوری از ناامنیها و تنشهای ناشی از درگیریهای جمهوری اسلامی و اسرائيل در سرزمینهای فلسطینی به امارات متحده عربی پناه آورده بود، در اثر اصابت موشکهای جمهوری اسلامی جانش را از دست داد.
Read More
This section contains relevant reference points, placed in (Inner related node field)
در اینجا چند پرسش مهم دیگر نیز مطرح میشود: دستاورد جمهوری اسلامی برای فلسطینیها و مسئله فلسطین چه بوده است؟ رویکرد جمهوری اسلامی در قبال این مسئله، جز اینکه به نفع تلآویو رقم خورد، چه نتیجهای برای مردم فلسطین به همراه داشت؟ و در نهایت، مشعل از کدام «حماسه» سخن میگوید، در حالیکه دهها هزار فلسطینی جانشان را از دست دادهاند، نوار غزه به ویرانی گسترده کشیده شده و جنوب لبنان نیز، پس از گذشت ۲۵ سال از عقبنشینی اسرائیل، بار دیگر درمعرض جنگ و اشغال است.
علاوه بر این، جمهوری اسلامی به کشورهایی حمله میکند که بهعنوان بزرگترین حامیان نوار غزه شناخته میشوند و همواره در کنار ملت فلسطین ایستادهاند. کشورهای حوزه خلیج فارس همواره در راستای ارائه کمک به مردم فلسطین تلاش کردهاند و در یاریرسانی به فلسطینیها در حوزههای مختلف، از هیچگونه اقدامی فروگذار نکردند. در زمینه بازسازی نوار غزه نیز نقش این کشورها برجسته بود، بهگونهای که عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر و کویت در مجموع حدود ۴.۲ میلیارد دلار به بازسازی این منطقه اختصاص دادهاند.
علاوهبر کمکهای بشردوستانه، کشورهای حاشیه خلیج فارس با راهاندازی یک ابتکار دیپلماتیک گسترده در سطح بینالمللی، برای پایاندادن به جنگ، به رسمیت شناختن کشور فلسطین و تقویت مسیر راهحل دوکشوری بهطور چشمگیری نقشآفرینی کردند.
در مقابل، هیچ لقمه نانی از تهران به دست کودکان غزه نرسید و از طرف جمهوری اسلامی هیچ دارویی برای درمان فلسطینیها ارسال نشد. درحالیکه مردم فلسطین در سختترین شرایط جنگ و گرسنگی به سر میبردند، رژیم ایران به جای ارائه کمکهای بشردوستانه، بر فعالیتهای تبلیغاتی و رسانهای تمرکز داشت و در تلاش برای حمایت تسلیحاتی از گروههای حماس و جهاد اسلامی بود، گروههایی که به گفته منتقدان، دستورهای جمهوری اسلامی را که در تضاد با منافع فلسطین است، اجرا میکنند.
جمهوری اسلامی چگونه آرمان فلسطین را نابود کرد؟
فلسطینیهای مقیم اردن و کشورهای حوزه خلیج فارس از تمامی حقوق مدنی، ازجمله حق کار، آموزش، خدمات درمانی و مالکیت اموال و غیره، که قوانین بینالمللی آن را تضمین میکند، برخوردارند. آنان در فضایی امن و آرام زندگی میکنند و به فرصتهای شغلی مناسب دسترسی دارند.
در مقابل، جمهوری اسلامی هرگز پذیرای آوارگان فلسطینی، سوری، لبنانی و عراقی نبود و فرصتی برای زندگی و اشتغال آنان در ایران فراهم نکرد. آنچه ازسوی رژیم ایران به این کشورها ارسال شد، بیشتر در قالب تسلیحات و ابزارهای نظامی بود که به تداوم درگیریها و قربانیشدن خود این ملتها انجامید.
جمهوری اسلامی از زمان روی کار آمدن در سال ۱۳۵۷، همواره از مسئله فلسطین بهعنوان ابزاری برای تداوم حکومت و شعار «مقاومت» خود سوءاستفاده کرد. با این حال، نه زمانی که اسرائیل نوار غزه را بمباران میکرد وارد جنگ شد و نه امروز که حزبالله در معرض شدیدترین حملات قرار دارد- که آخرین آن به «چهارشنبه سیاه» معروف شد- واکنشی نشان داده است.
از سوی دیگر، همین رژیم به حزبالله فرمان داد تا به بهانه «حمایت» از جمهوری اسلامی، جبههای از جنوب لبنان علیه اسرائيل باز کند، اقدامی که در نهایت به اشغال کامل جنوب لبنان بهدست نیروهای اسرائیل انجامید.
در داخل فلسطین، رژیم ایران با تضعیف وحدت ملی فلسطینیها، شرایطی را به وجود آورد که اسرائیل بتواند از این شکافها برای گسترش اشغالگری خود بهرهبرداری کند. تهران در ابتدا از گروه جهاد اسلامی علیه حماس حمایت کرد و سپس هر دو جریان را در برابر تشکیلات خودگردان فلسطین و سایر نیروهای فلسطینی قرار داد.
مواضع غیرواقعبینانه جمهوری اسلامی و تبلیغ شعار «وعده الهی» برای آزادی قدس و انداختن اسرائیلیها به دریا هم پیامدهای منفی به دنبال داشت و به تقویت سیاستهای توسعهطلبانه اسرائیل انجامید، از جمله تثبیت الحاق بلندیهای جولان و گسترش شهرکسازی در آن منطقه.
در عمل، هر بار که تهران بر شدت مواضع لفظی خود علیه تلآویو افزود، اسرائیل نیزدر مسیر تثبیت اشغال و گسترش واقعیتهای میدانی گامهای بیشتری برداشت.
رژیم ایران در ماجرای عملیات هفتم اکتبر نیز در همین چارچوب عملا مسئله فلسطین را قربانی کرد. بهویژه اینکه از این حقیقت آگاه بود که واکنش اسرائیل میتواند به قربانیشدن مردم فلسطین، ویرانی گسترده نوار غزه و حتی اشغال آن منجر شود.
در مجموع، تحولات اخیر نشان داد که مواضع رژیم ایران در عمل با منافع ملتهای عرب، کشورهای حوزه خلیج فارس و حتی فلسطینیان در تضاد قرار دارد و تهران در راستای تداوم بقا دست به اقدامهایی دست میزند که پیامدهای آن درنهایت به سود اسرائیل و دولت نتانیاهو تمام میشود.

